|
اصالت بختیاری
|
||
مجتبی: راننده از پلیس راه تا چهارشیر بجای 500 تومان، 800 تومان گرفت.
سجاد: از ایذه تا اهواز 10000 تومان ازم گرفت راننده.
ابوذر: راننده از چهارشیر تا شهرک حفاری بجای 300 تومان، 500 تومان گرفت.
مردم داخل اتوبوس (انگار سنگ پایی گم کرده اند): یاراهدف بنزی نآب گوشمیو هریه ....
یک نفر: چه می شود و چنان
نفر بعد: چنین می شود و ...
یک نفر دیگر: باید ....
یک رئیس: پول های یارانه را الکی خرج نکنید!
یک خبرنگار مردمی: میتونید پولاتونو بذارید تو بانک بمونه تا زیادشه و بعد سود کنین ( و بعد کلی ذوق میکند)
یک عمو: "عادت می کنیم"
روز خبرنگار آمده و رفت
خبرنگار خوب، یا خبرنگار ایرناست
یا فارس
یا باشگاه ...
یا به پاریس رفته و ...
یا اینکه ....
خبرنگار خوب، خبرنگار مرده است.
یک شب ساعت 1 بامداد، ترانس برق محله ما با صدایی مهیب، سوخت
یک روز ساعت 10 صبح دوباره با همان صدا، ترانس برق محله ما سوخت.
همان روز ساعت 16 ترانس برق محله ما، ......... بنگ!!
همان شب ساعت 21 ترانس جدید نصب شد و بلافاصله، بمب!!!
همان شب ترانس جدید دوم از راه رسید.
همان شب یا می بایست تلویزیون روشن باشد، یا یخچال و یا کولر. البته یکی از اینها + یک لامپ کم مصرف.
فردای آن روز ساعت 10 دوباره .... بله ترانس سوخت.
ساعت 14. اینجا اهواز است، از آسمان آتش می بارد.
چند سال پیش چند واژه را به هم پیوستم و تقدیمت کردم.
آن روز که در یادم بودی و کنارم نه.
و امروز که روز توست، باز آن واژه ها را که "از تو " آغاز می شدند و " با تو " پایان می پذیرفتند، تقدیمت می کنم.
.......................
از تو
برای گذشتن راهی نیست
که هر چه هست
با تو
همه پایبندیست.
.......................
روزت مبارک همسر مهربانم ![]()
امروز را هم از دست رفته بدان؛ تویی که از پشیمانی نمی هراسی.
و فردا، ریشخند نارفیق است و شماتت دوست.
پ ن : برای نشریه اینترنتی لور
دیشب بخش خبری ساعت 19 شبکه یک سیما، گزارشی نشان داد که حاوی نکات بسیار جالبی بود. مجری بخش خبری در مقدمه گزارش که قرار بود پخش شود گفت: کشور ما ایران، به کشور 4 فصل معروف است اما شاید جالب باشد که بدانید که حتی استانی داریم که در آن واحد 4 فصل را در خود دارد و به " پایتخت طبیعت ایران " مشهور است.
شنیده بودم شهرداری دورود و البته مردم این شهر، دورود را بواسطه دریاچه ها و آبشارهای دیدنی و ... پایتخت طبیعت ایران می دانند و حالا منتظر بودم تا ببینم گزارشگر تلویزیون چه آشی برایمان پخته است.
گزارش از استان کهگیلویه و بویر احمد بود. خانم گزارشگر بر فراز تپه ای مشرف به منطقه ای مسکونی گفت: تعجب نکنید! اینجا شمال ایران نیست؛ اینجا استان کهگیلویه و بویر احمد، پایتخت طبیعت ایران و معروف به استان 4 فصل کشور است.
انصافا در تصاویری که در این گزارش به نمایش در آمده بود طبیعت خاصی مشاهده نشد جز درختانی که در خیلی نواحی کشور دیده می شوند و متاسفانه استان زیبای کهگیلویه و بویر احمد را محدود به آن چند تصویر نمودند. جالب اینکه هیچ بیننده این بخش خبری نمی تواند بگوید که تصاویر 4 فصل !! را در این استان دیده است؛ هر چه بود، سبزی و خرمی و دار و درخت و کوه بود. نه تابستانی دیدیم ، نه برفی، نه برگ ریز خزانی و نه حتی شکوفه ی بهاری.
اما این اول داستان بود و تازه " شو " تلویزیونی باشگاه خبرنگاران جوان آغاز شده بود. در ادامه این گزارش از رونق گرفتن کسب و کار گفته شد؛ از تسهیلات دولت!، از کارآفرینی و اینکه گل خانه های اینجا در دنیا! بهترینند.
مردم و مسئولین از اقداماتی که برای کار و اشتغال صورت گرفته است گفتند و حتی یک نفر هم که حسابی از این همه وفور نعمت و امکانات احساساتی شده بود به خبرنگار گفت: هیچ جای ایران و دنیا مثل شهر خودم نیست.
گزارش دیشب یک آگهی رپرتاژ مضحک بود که در کنار خفیف کردن استعداد طبیعی و اقتصادی استان کهگیلویه و بویر احمد، به برجسته کردن برخی فعالیت ها ی مسئولین پرداخت. همین
توضیح: جملات بعد از ( : ) نقل قول مستقیم نیستند. نقل به مضمون هستند
|
|